میان

اگر من زرد را، آبی برایت توصیف کنم

تصویری سبز در ذهن تو شکل می گیرد 

که در این صورت نه لیمویی برای بوییدن داری و نه آسمانی را برای در آغوش کشیدن

اما شاید جنگلی درونت کاشته شود

که مدتی را تنها خواهی بود

در فاصله ای که من سعی می کنم تو را آبی نقاشی کنم.

 

/ 7 نظر / 6 بازدید
رز

تحت تاثیر قرارم داد باحال بود به منم سری بزن

دلارام

مهم اون جنگل که خشک نشه.رنگ ها مهم نیستن اما ابی کشیدن دوس دارم. زیاد ازش دور نشو

نرگس

شاید جنگلی درونت کاشته شود ای کاش شاید نبود. . . حتما بود.....

مهتاب

روابط كاری به گونه ای شده است كه هوشیاری مضاعفی را طلب می كند باید این روزها خوب حواس خود را جمع كرده و كارها را به موقع انجام دهی. تأخیر در بعضی برنامه ها تو را دچار دردسر خواهد كرد.

مومو

علی... همه ی توصیف ها...حتی نا فهم ترینشون ... ته دل آدم ته نشین می شه... بعد یه روزی که بهش می رسی میبینی چقدر این آشنا بوده... ولی هیچ وقت شاید یادت نیاد که از کی بوده ... این جوری ما فراموش می کنیم هم دیگرو و خودمونو به یاد میاریم... یه وری گه انگار از اول خودمون بودیم... نه هیچ کس دیگه دلم برات تنگ شده

بی تبار

ابی را کنار زرد برایش توصیف کن تا تصویری سبز در ذهنش شکل گیرد تا جنگلی ذرونش کاشته شود که اسمانی ابی دارد و درختانی پراز لیمو... لیموهایی که بوی بهشت میدهند.... انوقت او خودش ابی میشود...ابی اسمانی....