دردهابت را برای ناشکران علم نکن !

عمر من، به خیره شدن، به نیمه ی پر لیوان گذشت ...

عمر تو، به امید های توخالی ات سوخت ...

عمر او، به خندیدن به ما دود شد ...

عمر ما، به سردر گمی گرداب ستاره های خودمان تباه شد ...

عمر شما،  به یاد آوری هوای طوفانی و ابری و مه ...

عمر آنان، به ثبت خاطره های براق، خاموش و خاموش تر شد ...

 

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بن بست

در تیک تیک های ساعت گرد ساعت خود ساعت ها گذراندم بی آنکه متوجه ثانیه ها دقیقه ها و حتی ساعت ها باشم. خیلی مهمه که عمرت چه جوری بگذره چون یه زمانی باهاشون زندگی کردی و نفس کشیدی نباید ساده از دستشون بدی[لبخند]

مومو

وقتی شخصیت ریسک پذیری داشته باشی نصف عمرت به حماقت ها ی زندگیت گره می خوره .... اینا آدمایی هستن که با گذشتشون زندگی می کنن.... هنوز نمی دونم این تباهی هست یا نیست ...

آیدا

منظورم از مهم نیس چطوری... این بود که مهم نیس بتبرنامه گذشت...بی برنامه گذشت... مهم اینه که اونطور بگذره که بعدها دوسش داشته باشم نه اینکه ازش خجالت بکشم!

سمیرا

عمر واژه مشترک همه ی ماست...که بد می گذرد مدام... عمر من نمی دانم چطور می گذرد!؟؟اما همه می گویند خوب نیست... من اعتراض دارم:علی اگر کسی به تو سری نزند...تو هم نمی زنی؟؟!!

مهتاب

سلام دوست عزیز طاعات و عبادات شما قبول ممنون از حضورتان گل باشید[گل][گل]

بی سرزمین تر از باد

سلام علی آقای خوش تیپ چه بیراه رفتیم ای دوست، از جمع راهها که به وادی رسیده است زمان کجاست؟ دارد زمانی می بردش در ساحت نظاره تاریخ هستیم مرزی که می رود به آوای بازها شاید، شاید در این تباهی ها در این همیشه باقی ها داستانی ناگفتنی بوده است در خلوت تمامی بی راهه های من چه بیراه رفتیم ای دوست تا بهت عاشقانه خویش و تا اولین، تا اولین حکایت باقی،باقی...

مریم

سلام علی جان[بغل] عمر خیلی ها هم به پای آرزوهایی سوخت و تباه شد که هیچ وقت رنگ واقعیت به خودشون نگرفتن! زیبا مثل همیشه... من نوشته هات رو خیلی دوست دارم[بغل]

زهرا

عمر هرکسی یه جوری میگذره دیگه شاید بد بگذره ولی هدر نمیشه

صدف

شاید اگر کمی واقع گرا باشیم عمرمون فقط به گذشتن نگذره! عمر بخوای نخوای می گذره این ماییم که باید نهایت استفاده رو ازش ببریم. زیبا بود