راحت رد نشو !

خیلی چیزا تو ذهنمه ولی نمی دونم چرا نمی تونم بنویسم !

به خدا تقصیر من نیست ...

نمی نویسه !

این قلم دیگه نمی نویسه !

همیشه من ، باهاش کلی حرف داشتم ... اما مثل اینکه این بار اون کلی باهام حرف داره !!!

میگه که خسته شده ! ... دیگه نمیخواد برای من و تو بنویسه !

- چرا ؟؟؟

چون از نوشتن حرفای قشنگ خسته شده !

- مگه میشه ؟!

- آره چرا نشه !

میگه قشنگترین حرفها وقتی روشون فکر نکنی ... وقتی روشون وقت نذاری !

وقتی بهشون اهمیت ندی ، ...

با یه مشت حرف مزخرف هیچ فرقی ندارن !

باشه باشه !

یه ورق سفید ...

قلمم رو عوض می کنم !

به خودم میگم ...

منو پیش این یکی قلم شرمنده نکن ! ...  

 

Image and video hosting by TinyPic

  پ.ن : خیلی از جملاتی که ما از کنار اونا راحت رد میشیم ممکنه یه راه رو برای موفقیت به ما باز کنه !

اما چه فایده !؟ ...

ارزش اون جمله ها برای ما فقط اندازه ی یه اس ام اسه ... یا یه پی.ام !

ای کاش اینو بفهمیم !

............................

پ.ن ٢ : تو پست قبل یکی واسه بابام فاتحه فرستاده بود ... یکی واسه مامانم کلی گریه کرده بود و دعا و

خلاصه اینجور حرفا !

از همدردی همه ممنون ولی باید بگم حال هر دوشون خوبه ...

این پست ها همه دست نوشتست ... و حقیقی نیست !

/ 36 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

سلام دوست عزیز وبلاگه زیبایی داری پیشه منم بیا خوشحال میشم شاد باشی بابای

ناتانائیل

نوشته های قبلی رو هم خوندم گفتی حقیقی نیست . کاش حقیقی نباشه ....

مجید

خوب حالا که نقد میخواهی باید بگم که ساختار نوشته ات جالب و روان هست نوع نگاهت جلب نظر میکنه و آدم به ذوق میاد...

آمیتیس

سلام.خوبی؟؟؟؟ آره درست میگی دیگه جمله ها ارزش قبل رو ندارند فکر میکنم از بس که بیجا استفاده شدند.

سارا

سلام.درمورد پست اولت بگم که به نظر من هنوزم باید واسه بدست اوردن چیزی بالا پایین پرید وجنگید(البته اگه واقعا می خواهیمش) درمورد پست دومت:تقریبا با این حرفت موافقم: اعتقادات واقعی یک فرد رو باید تو سختیاش دید ! اما درمورد پست آخرت:حق میدم داری خیلی عالی پیش میری ادامه بده و همیشه خبرم کن. به وبلاگ منم سر بزن اونجا بیشتر میرم تا آی دی. اینم آدرسش: http://tehransara021.blogfa.com/

نیلوفر

یاد پست یکی از دوستان سابق افتادم....خسته شده بود از کیبورد!روح اصیلش(چه تعریفی می کنم از دوست سابقم![نیشخند])هوای کاغذ کاهی کرده بود و مداد.... برای اون که جواب داد....[لبخند] ×××× من که این قدر جمله ی چرت خوندم که نسبت به جملات بی حس شدم!

محسن

چی بگم علی سکوت میکنم و افسوس