میلاد من ... نقطه ای به نام من در واحد زمان ...

به چه سرعت اسم گذاشتند به روی لحظه ها 

ثانیه ... دقیقه ... سال

چه جبری نهفته شد در این طبقه ها ...

چه داستان هایی را پیشگویی کردیم در قالب این لحظات ...

زمان را با دست جمع و مچاله کردیم تا گذرش را لمس کنیم انگار ...

من زاده ی یکی از این چروک های پارچه ی جمع شده ی زمان هستم ...

پارچه را اتو می کنند و من فراموش می شوم ...

دوست دارم لکه ای لجباز و شرور باشم ...

چرا که زمان را ... گذشته را نمی توان شست ...

دوست دارم بمانم ... در تو ... در شما، ... در خاطر وسیع آنها ...

دوست دارم بمانم ... چون برف در تابستان ...

چون برگ هایی به رنگ سبز، در پاییز و خران

و لکه ای کثیف تر از اشتباهاتم، بر گذر تلخ و شیرین زمان ...

 

پ.ن: نیلوفر، شیرین، الهه، آتنا، ترانه، بی تبار، عسل و آیدا، شقایق، ریحانه، دل آرام،

مینا، سوده،فاطمه، لادن، مرجان، سارا، هما، مهتاب، زندگی، زهرا، علیرضا، مریم،

حسن و حسین، امیر، ساجده، نازیلا، ناوی، محبوبه، روناک، آرشام و ....

ممنون از اینکه به یادم بودید :)

/ 37 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آیدا

راستش الان که دقت کردم به نظرخودمم یه جورایی نا هماهنگ اومد!! از دقتت ممنونم![لبخند]

علی

راستی علی جان منظورتو متوجه نشدم از می فهمم...که مربوط به قسمت پ.ن بود یا کل پستهام!!!!

بی تبار

من اینجا حرف زده بودم کو پس؟؟؟؟؟؟!!!![تعجب][تعجب]

بی تبار

حالگیری بدتر از این نمیشه که بیای یه چیزی بگی بعد چنر روز بعد بیای جوابت و بخونی اما ببینی کامنتت نیس![ناراحت][دلشکسته]

بی تبار

با زم تولدت مبارک! این شمع که خاموش شده چه حس بدی به ادم میده!

سمانه

بعضی از پارچه‌ها رو هر چقدر هم که اتو کنی صاف نمی‌شن...اگه لكه هم داشته باشن كه ديگه... تولدت مبارك...

لادن

خواهش مي شود ! [نیشخند]

بزرگمهر

تولدتون مبارک... البته با چقدر تاخیر نمی دونم! ما این روزها داریم صبوری رو زندگی می کنیم شاید! اما من دوست ندارم بمانم دوست دارم میون چروک های زمان گم شم و وقتی باز شد اثری از من نباشه تا با خودم بگم بی نشان آمدم و بی نشان می روم ... شاید اینجوری و با این فکر واسه خودم باشم و واسه خودم زندگی کنم نه برای ماندن... اما امیدوارم شما همیشه بمونید اینم هدیه تولدتونه شاید از طرف یه غریبه..

سها

کاش همیشه میلی به زیستنمان باشد

نادیا

دلم برای احساس قشنگت تنگ شده بود.... خوشحالم دوباره دارم حرفهات و حس می کنم .....