جاده

در خاطرم هست

که روزهای آخر، خشم در چشمانم موج می زد

و در تو..

لجاجت، نجابتت را به زیر سوال می برد

رها کرده بودی، خودت را از من..

درست میان راهی که نامش را "جاده" گذاشته بودی..

و غرور من، آفتاب سوزناک راه تو و بی صبری هایت در جاده ام بود

 

خاطره هایت، آن بوگند ترینشان!

روزهایی که بر دوشم وزن پر قو داشتی و غممان نبود

و روزهایی که قد کوه استقامت می کردی و قدمی به جلو حقیقت نداشت..

و روز آخر..

که رفتی، که تمام کردم تمام سنگینی بار تمام آنچه که تفاوت تو از من بود..

بگذر،

گذشتی، اندکی گریستی اما تو از آب هم شکل پذیرتر بودی..

خنده هایت ارزان و حدود تو عریان بود.. 

من ماندم و کوله ام و رهگذران خنده رویی که "تو" نبودند..

و اکنون، من و قلمم، میلیون ها ثانیه به بهشت تصوراتم نزدیکتریم و تو..

از تو خیلی دورتر از دور، دور شده ام..

میدانم که با نبودم برگشتی، با کوله بار غم و غصه ات

شب، به دور از آفتاب سوزناک و صورت شفاف من..

 

بخند، با همراهانت

همان هستی که بودی

عریان.. بی پروا..

من هم می خندم، اینبار، عریان و بی پروا

کوچه ی علی چپ..

کوچه

علی..

چپ.

به یادم نباش.

 

/ 18 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تینا

قشنگ بود علـــی.

صدف

رسیدن به او هموارترین راه ها بود و نگاه او سنگ انداخت و سنگ انداخت و سنگ... فاصله یک قدم مانده بود به آخر! . . . زیبا بود مثل همیشه علی جان[لبخند]

دلارام

یادمون باشه همیشه غرور نیست که مشخص مسکنه حرفمونو چه خوبه که به جای بقیه فکر نکینم یه جاییش قلب ادمو میسوزونه

یلدا..

من خواستنم را انکار میکنم تو هم خودت را بزن به کوچه علی چپ.. اینگونه حسابمان پاک پاک[گل]

بغض هزار ساله

همیشه ذره ای حقیقت پشت هر "فقط یک شوخی بود" .. کمی کنجکاوی پشت هر "همینطوری پرسیدم" .. قدری احساسات پشت "به من چه اصلاً "... مقداری خرد پشت "چه میدونم" و اندکی درد پشت "اشکال نداره" وجود دارد.[دست][دست]

ارزو

به نظر من خیلی خوبه که اونی که دوسش داری به یادت باشه[گل]

شقایق

"من ماندم و کوله ام و رهگذران خنده رویی که "تو" نبودند.."

مومو

علی هر کی ندونه فک میکنه بچه ی خودتو تو این عکسه داری میخندونی/ نوبت تو که باشه همه کوچه ها به راست می پیچند[لبخند]

امید حبیبی

چه ابر تیره ای گرفته ست سینه تو را که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو باز نمیشود..

چرا بی فایده؟