صبوری

کاش بتوانم کمی مثل آنها باشم !

در سرما و گرما ...

درون مذاب ، بیرون برف زمستان !

داغ ترین درون ... دریغ از کمی ارتعاش !

با ابعادی همیشگی ...

با ظاهری یکسان ...

کسی به درونم شک نمی کرد !

 

Image and video hosting by TinyPic

 

/ 19 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قبرستون زنده ها

واقعا دوس داری اینجوری باشی ؟! یعنی دوس نداری اون داغیای توتُ بریزی بیرون تا اون برفارو آب کنی ؟! ظاهرتو تغیر بدی یکسان نباشی!

حورا

چه ارزشی داره که آدم خودشو پنهان کنه؟

محسن

ما گاهی همینطوری هستیم، گاهی درون گرم و بیرون سرد، گاهی هردو یک شکل گاهی برخلاف گفته تو و راستش باید اینطوری باشیم، چون ما آدمیم حداقل ظاهرا

مهشید

[گل][خجالت]

حورا

درست میگین. اما آدمای بی ارزش حرفاشون هم بی ارزشه....

broken kite

سلام علی جان لطف کن عزیزم در مورد شعرم نظرتو بگو نه فقط علامت و سه نقطه[لبخند]منتظر نظرای قشنگت هستم[گل]

سمیرا

من این آدم هایی که تو گفتی را دوست ندارم...

حورا

به نظرم خیلی به حرف "بقیه" اهمیت میدین! مهم اینه که آدم از خودش راضی باشه.

مهتاب

تنها يک سقوط است که جاذبه زمين مسئول آن نيست ، و ان فرو افتادن در عشق .