آخرین معجزه

نشسته ایم و به هیچ می اندیشیم
بی خبر از همهمه ها...
غافل از روزهایی که بدون دلتنگی سپری می شوند...
و حتی یاد خودمان هم نمی افتیم
دلمان برای خودمان هم تنگ نمی شود...
و نگران نا خود آگاه های اندیشه نیستیم

و اینکه گاهی اگر به فکر این ذهن پر مشغله نباشیم،تا نا کجای خیال پرواز می کند...
و نمی ترسد از رویاهایی که خیلی دورند...
پیامبریست که معجزه می کند؛
رفته ها و بر نگشته ها را زنده می کند؛از گور بیرون می کشد و مجسم می کند
حواست باشد!
یک وقت مجسم نشوم ! زنده نشوم!
حواست باشد...

پ.ن: شقایق رجایی

/ 7 نظر / 6 بازدید
AnteA!

likeeeeeeeeeeee![گل]

دلارام

ادمی به خودیه خود نمی افتد.اگر هم بی افتد از همان سمتی که به خدا تکیه نکرده است می افتد یه حس اشنا بهم میده مرسی

روناک

دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه … غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــرنگــــاه کنیم