دست کم نگیر !

خیلی جالبه !

داری واسه خودت قدم میزنی ...

یکدفعه می بینی یه سگ وحشی داره به سرعت به طرفت میاد !

تنها چیزی که به ذهنت میرسه تو اون لحظه فراره !

میدویی ... میدویی ... میدویی !

تا بالاخره متوجه میشی اون سگ دنبالت نیست !

می ایستی !

یکدفه به خودت میای !

من چه جوری با این سرعت دوییدم !؟

من چه جوری این همه راه رو دوییدم !؟

آره !

ترس از سگ کاری کرده بود که تو توان واقعی ات رو ببینی !

تو هیچ وقت به اون سرعت نمی دوییدی !

تو هیچوقت توانایی دوییدن این همه مسیر رو تو خودت نمیدیدی !

دقیقاً همینه !

تو بالاتر از اون چیزی هستی که فکرشو میکنی ...

 

Image and video hosting by TinyPic

/ 20 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمان

سلام دوست عزیز ممنون از حضورت و تشکر بابت تبریک تولد باران[گل][گل][گل][گل]

قدمها

ما توانایی ها داریم که اصلا فکرشو نمی کنیم.... فقط باید موقعیتش پیش بیاد تا خودمونو پیدا کنیم... شاید بعضی وقتا یکی باید دنیالمون کنه... شاید...[گل] راستی جریان چیه؟ بچه بودی چی؟[نیشخند]

گورپشنک

به نکته ظریفی اشاره کردی ما انسانها موجودات خارق العاده ای هستیم فقط کافیه اینو باور کنیم تا به اهدافمون برسیم[گل]

صنم

[گل][گل][گل] درود درست است، انسان در اوج فشارها و سختی هاست که توانایی هایش شکوفا می شود.

مهتاب

این طبیعیه که باید چیزی به وجود بیاد در قالب انگیزه تا ما به درک توانائیهامون برسیم یا توجه کنیم.

دخت هرمزگانی

سلام ... زیبا بود .. فکر میکنیم که قدرت و توانایی کاری رو نداریم ..هی بی اهمیت میگذریم . ولی وقتی که واقعا دیدیم جونمون در خطر این قدرت یهو نمایان میشه ! جان شیرین است و مرگ تلخ ! موفق باشید

کتایون

یعنی باید حتما"سگی باشه تا از توانایی ها استفاده کرد؟

لادن

نتیجه : تا مجبور نشیم از حداکثر توانمون استفاده نمی کنیم...!