زندگی

این داستان نسبت به قبلی ها طولانی تره ولی واقعاْ قشنگه ! حتماْ بخونید ٬ تابعد ...

   در آخرین روز ترم پایانی دانشگاه, استاد به زحمت جعبه سنگینی را داخل کلاس درس آورد. وقتی که کلاس رسمیت پیدا کرد, استاد یک لیوان بزرگ شیشه ای از جعبه بیرون آورد و روی میز گذاشت. سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل لیوان انداخت.  آنگاه از دانشجویان که با تعجب به او نگاه می کردند,پرسید:" آیا لیوان پر شده است؟ " همه گفتند:" بله پر شده."

استاد مقداری سنگ ریزه را از جعبه برداشت و آنها را روی قلوه سنگهای داخل لیوان ریخت. بعد لیوان را کمی تکان داد تا ریگ ها به درون فضاهای خالی بین قلوه سنگ ها بلغزند. سپس از دانشجویان پرسید: " آیا لیوان پر شده است؟ " همگی پاسخ دادند:" بله پر شده! "

استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشت شن را برداشت و داخل لیوان ریخت. ذرات شن به راحتی فضاهای کوچک بین قلوه سنگ ها و ریگ ها را پر کردند. استاد یک بار دیگر از دانشجویان پرسید: " آیا لیوان پر شده است؟ " دانشجویان همصدا جواب دادند:" بله پر شده! "

استاد از داخل جعبه یک بطری آب را برداشت و آن را درون لیوان خالی کرد.آب تمام فضاهای کوچک بین ذرات شن را هم پر کرد.این بار قبل از اینکه استاد سؤالی بکند, دانشجویان با خنده فریاد زدند:" بله پر شده! "

بعد از آنکه خنده ها تمام شد, استاد گفت:" این لیوان مانند شیشه ی عمر شماست و آن قلوه سنگ ها هم همان چیزهای مهم زندگی شما مثل سلامتی, خانواده,فرزندان و دوستانتان هستند.چیزهایی که اگر هرچیز دیگری را از دست دادید و فقط این ها برایتان باقی ماندند, هنوز هم زندگی شما پر است."

استاد نگاهی به دانشجویان انداخت و ادامه داد:" ریگ ها هم چیزهای دیگری هستند که در زندگی مهمند, مثل شغل, ثروت, خانه...و ذرات شن هم چیزهای کوچک و بی اهمیت زندگی هستند. اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل لیوان بریزید, جایی برای سنگ ها و ریگ ها باقی نمی ماند.این وضعیت در مورد زندگی شما هم صدق می کند.

در زندگی حواستان را به چیزهایی معطوف کنید که واقعا اهمیت دارند. همسرتان را برای شام به رستوران ببرید, با فرزندانتان بازی کنید و به دوستان خود سر بزنید.برای نظافت خانه یا تعمیر خرابی های کوچک همیشه وقت هست.ابتدا به قلوه سنگ های زندگیتان برسید, بقیه چیزها حکم ذرات شن را دارند."

 

Image and video hosting by TinyPic

/ 23 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سميرا

سلااااااااااااااااااااام عجب راستان هايی ايول

مهشيد

علی امشب مياي خونمون

باران

از تمام رمز و رازهای عشق جز همین سه حرف جز همین سه حرف ساده میان تهی چیز دیگری سرم نمی شود من سرم نمی شود ولی . . . راستی دلم چه می شود!

پسر بد

السلام علی الحسین سلام غریبه آپ شد یک آپ مختلف منتظرم

بـــــــــــــارون

۲۰ ! سلام مرسی که خبرم می کنيد.....متاسفانه يک ايرادی که وبتون داره اينه که آپ های جديدتون به خاطر مشخصات سمت چپ وب خونده نميشه(جملات آخرش البته)....ولی من اين داستانو خونده بودم...زيباست تا بعد

محبوب جون!!!

سلام علی جون متن بسيار زيبايی بود فعلا شرمنده

mahshid 8 sale az tehran

ali mage gharar nabood az oooon dandoon pastelia baram bekharyjome baram biary

فاطيما + علی

س ل ا م علی آقا خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ممنونم که به کلبه ی ما سر زدی بلاگ آروم و زيبايی داری از متن اين پستت هم خيلی خوشم اومد خوشحال ميشيم بازم بهمون سر بزنی تا دوباره