لحظات برگشتنی نیستند ... عین تو ...

کاش به پسر بچه ها عروسک بازی یاد دهند 

تا زمانی که  لمس "بزرگی" را چشیدند، با عروسک ها بازی نکنند ... 

به دختر بچه ها ماشین بازی بیاموزند ... صدای تیز و لطیف قان قان را ...

تا بدانند که ماشین ها، همگی بوق دارند ... سوار نشوند بر هر بوی تازه ای ...

کاش خاله بازی ها باب شود ... بیشتر باب شود .... 

تا از وسعت کودکی بدانند، زندگی بازی با همین تو خالی هاست ...

تو خالیست صندلی فردی در آینده ... پژمرده است گلی و دل پر است از دلتنگی ...

کاش رنگ یخمک ها را با بهانه ی شیرینی شیمیایی ها در هم نریزیم که بدانند ...

که یکرنگ باشند ... رنگشان را یا سیاهی فریب تیره نکنند ...

کاش از زبان درازی ها به لبخند ها هدایتشان کنیم،

که درس بزرگ بزگواری را فرا گیرند ...

کاش، جام بودنشان را آنقدر از بخشش پر کنیم،

که لبریز شوند و لبریز کنند جام های زیرینشان را ... قطره قطره ... حتی ...

 

/ 8 نظر / 6 بازدید
اتنا ... گفت ...

این دفعه مثه همیشه عالی نبود علییییییییییییی خدا بوددد .. بی نظیر بود بترکی تو !

نادیا

کاش به دخترها می گفتند وقتی همبازی انتخاب می کنی دیگه نمیتونی شکایتش و به کسی بگی ... کاش .. کاش اصلا بازی و همبازی نبود....

بادبادک شکسته

سلام چی شده چرا این قدر بابابزرگ شدی؟ نکنه جدیدا کتابای روانشناسی کودک می خونی[چشمک]

بن بست

کاش به جای این که تو دست هر بچه ای اسباب بازی بود چیزایی تو دستش بود که نمی شد ازش گرفت یا صدایی می شنید که تا اخر فراموشش نمی کرد.....

قناری

متن زیبا و ژر مهنایی بود موفق باشی