آب، تنها نیاز درخت گرسنه ی من نیست ...

مویی در سر نمانده و باد تنهاست ...

زمین از دلتنگی آب شکسته ... 

خاک سالهاست، که آزرویش اثبات بوی رطوبتش به آفتاب و مردگان است ...

ارره نیست اما از درخت ها، خاک ارره هم نمانده ...

خارهای اخمو هر روز طویل تر می شوند ...

باران در اینجا، خدای نادیده ی مردگان است ...

و من از تمام حرفهایم دلگیر تر ام ...

نهالی سبز که به مبارزه با گرمای سرد صحرای احساسات قد کشید ...

و به یکباره از نا امیدی خشکید ... عین آرزو هایش.

پوستش سخت شد ... کمرش خمیده شد ... بس که به تماشای انتظار نشست ...

انتظار تو را، که دورتر از تو نیست ... تویی که نزدیک ترین آشنایی ... 

تویی که خبر از باران داری ... خبر از زندگانی داری ... 

تویی که گاه میایی ... میروی ... سریع تر از رهگذران مبهم ...

تفاوت مرگ و زندگی را کنار هم به تصویر می کشی ....

و من را در یک سوال غرق می کنی ...

 که اوقات خوشی زود گذرند،

یا این تو هستی که زود می روی ... ؟


_____________________________________________________________

 + کسی که نزدیک به 2 سال تمام پست هام رو خونده، روشون فکر کرده و

خیلی جاها به ذهن به هم ریختم کمک کرده ... بی تبار ... 

دومین 26 دی پررنگ ... و امیدوارم این پر رنگی، هر سال تو تقویمم خودشو نشون بده.

تولدت مبارک :) 

دوستانی که تو وبلاگشون واسه بی تبار تولد گرفتن :

http://www.mjd1984.blogfa.com

http://www.pelke-shab.blogfa.com

/ 25 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
7azani7

سلام...!!![لبخند] ممنون که دعوتمو پیرفتی و واسه تبریک تولد بی تبار اومدی به وبلاگم...![گل] راستی...!!وبلاگت هم خیلی جالبه...!

سارا

این روزا خستگی هممونو خسته کرده... . موفق باشین!

مارسالاد

همون ثانیه های کوتاه خوشی اونقدر دلچسب هستند که ساعت های طولانی بدون اونو اصلا خوشی معنا نیمکنند.... حسه لطیفی بین نوشته هاتون هست... تولد دوستتون رو هم تبریک میگم..

شقایق

اوقات خوشی زود گذرند یا این تو هستی که زود می روی؟ همیشه منو درگیر نوشته هات میکنی و جای تبریک داره ممنون که سر زدی موفق باشی[گل]

زهرا

پوستش سخت شد ... کمرش خمیده شد ... بس که به تماشای انتظار نشست... انتظار باید تا کی باشه؟!..... بازم حرفات باید منو تو فکر ببره... چرا؟

زهرا

تولد فردات مبارک[لبخند][گل]

غزال مرادی

سلام بدینوسیله از جنابعالی دعوت می گردد به نقد وخوانش شعری جدید در وبلاگم

میثم

زندگی زیباست؛ اگر روح آزاد عشق و محبت اسیر زندان فراموشی دل نگردد و خزان یأس گلبوته های امید بهار جان را در وسعت انتظار زرد خویش، مدفون نسازد زندگی زیباست. اگر عقده های زخمی بزرگ، طپش زیستن را از قلب کوچک کبوترها نرباید و در ذهن شلوغ بیشه زار اندیشه، مرگ نیلوفرهای وحشی نروید زندگی زیباست. اگر لب خوفناک تیرها، خون بیدهای مجنون را در جام سبز لیلای چمن نریزد و دست بی خبر طوفان، گل خواب را در صدف آبی باغ پرپر نکند زندگی زیباست. اگر کنار جویباران نیم خفته، غزالهای خسته دشت از آغوش وهم و هراس بگریزند و در بال رویاهای شیرین به آن سوی حصارهای شب سفر کنند زندگی زیباست. اگر خرمن هستی جنگل در خشم آتشین تندر نسوزد و خاکستر سیاه مرگ تن پوش درختان بی پناه و محزون نگردد زندگی زیباست. اگر پری مهربان قصه ها از بستر خاطره ها برخیزد و در معصومیت و صداقت ناب کودکان همواره زنده بماند زندگی زیباست. اگر هوای نگاه تو از آه سینه سوز خاکهای افسرده بارانی شود و مسیح دستانت در کالبد دستهای مرده بذر حیات و رویش بپاشد زندگی زیباست. اگر من و تو در کشتزار قلبمان گلی بکاریم که هیچ کس را یارای چیدن آن نباشد و هیچ اشکی جز

زندگی

سلام دوست ارجمندم... خدمت رسیدم تا سالروز تولدتون رو حضورتون تبریک بگم... تبریک دست خالی مرا با سخاوت بی حدتان پذیرا باشید... تولدتان مبارک...[گل] امید وارم بهره اتان از زندگی عمری با عزت و برکت ،پر از عشق و مهربانی گردد ودر سایه لطف حق به هر آنچه که دوست دارید دست یابید... آرزو میکنم آرامش و شادی قرین همیشگی لحظه های عمرتان باشد... پایدار باشید...

آیدا

بعضی لحظه ها هستن...که دلت می خواد اونا رو واسه همیشه نگهشون داری...جریانش توزندگیت همیشگی باشه...اما قبل ازین که بخوای بفهمی چی شد میرن... تولدت مبارک!