دلم خسته است !

دلم خسته است ...

از بحث کردن با انسان هایی که تنها خروجی دارند ... !

از شکست های جدید که سعی می کنند خود را بزرگ تر از شکست های قبلی جلوه دهند

از زندگی که سعی دارد هر لحظه و هرلحظه از خودش را به من درس دهد !

از مادر ... که تمام لحظاتش را با گرمای چادر عبادت پر کرده ... از پدر که سهمی از او نداریم

دلم خسته است ...

از رنگ دلتنگی ... از بوی بازیچگی ... از لحظات بی حاصل ... از تمام تصنعی ها !

از نماز ... که نماز نیست !

از نفس هایی که دم و بازدمشان فقط فرمول شیمی اکسیژن را به هم می زند !

دلم خسته است ... !

از خودم که سالهاست روز ها را متر می کنم ...

غم ها را به جای اشک دود می کنم ...

کینه ها را قورت میدهم ... نفرت را زنده به گور می کنم !

لذت تلافی را با بخشش کادو می کنم ... لبخند را نبش قبر می کنم ... !

الگو هایم موجودی ست به نام انسان که هر لحظه از زندگیش را عقب است !

و من خسته تر از همیشه به دنبال او هستم ... الگویم ... !

دلم خسته است ...

باز هم از خودم ...

که اینجا دیوار کج است و من و خیالاتم در خیابان های ثریا قدم می زنیم !

دلم خسته است ...

اینبار از شما ... که هنرمندانی قهار هستید و فقط تماشا می کنید ! ... !

 

Image and video hosting by TinyPic

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی تبار

حالم خوب نیس! اصلا خوب نیس منتظر یه تلنگرم که تجزیه بشم! نوشته ی تو میتونه تلنگر خوبی باشه اما... اما با تمام بد بودن حال من و مناسب بودن نوشتت واسه تجزیه شدنم دلیلی نمیبینم که اون چهار خط تو نوشتت نتونه کل این چیزارو تغییر نده! دلیلی نمیبینم وقتی میگی کینه هارو قورت میدم,نفرت و زنده به گور میکنم,لذت تلافی و با بخشش کادو پیچ میکنم و لبخند و نبش قبر میکنم خوشحال نشم و نخوام به بقیه ی نوشتت فک کنم! حتی به اونی که بهمون تهمت فقط تماشاچی بودن میزنی! نمیخوام به اینا فک کنم! میخوام لذت همون چندتا خط و بفرستم تو رگهام! حتی اگه شده واسه چند دقیقه!!

sheida

salam man oomadam khoobin? [گل]

بی نام

خسته تر از خسته ام . فراموش تر از فراموشی . تنها تر از خودم. هرچی خوبه و بده به دیگران می دهم اما باز هم..... [ناراحت]

زهرا

یه چیز یادم رفت بگم این عکسه که اینجاس خیلی قشنگه[لبخند]

آوای درون

صد سال تنهایی... به روایت تمام انسان های روی زمین... تمامی ندارد.

بی سرزمین تر از باد

سلام مجدد ببین نمی دونم چرا فکر می کنم بیشتر دلت تنگه تا خسته.یه مدت از خودت بکن.بی خیال شو.اگه می تونی برو مسافرت.تمام کارات روز بزار کنار.ببین دلت واسه کدومشون دوباره تنگ میشه.برو سراغ همون.(البته به جز اون موردی که واسم نوشتی.چون دست به مهره حرکته.اولش رو که رفتی باید تا تهش بری)

نادیا

دل من هم خسته است ....من تماشا میکنم چون خسته ام از گفتن ... من تماشا میکنم چون خسته ام از تکرار ... من تماشا میکنم شاید کسی حرفهایم را از صدای تو بشنود...صدای من سالهاست که مرده است..