تنها کسی که دلتنگش نشدی ... خودت

در آینه ای کدر به خود می نگرم

زمان معنا ندارد ... باران و ستاره ها نیستند ...

باد و شیطنت هایش نیست تا با گیسوانم همبازی شود ...

صدا در مرگ خود با سکوت، جای خالی اش را فریاد می کشد .

بیشتر خیره می شوم ... به آینه ... به خودم

که پیر تر از تارهای تاریک مو و چروک تر از پوست های صاف خود هستم

که اگر در اوج خیالات هم پر بکشم و اوج بگیرم، باز در عمق حقیقت محبوس ام ...

که سالهاست خود نبودم و تا امروز تنها زنده مانده ام و زندگی نکرده ام ...

چشمانم را ریز و درشت می کنم ... دوباره در دیدگانم شفاف می شوم ...

نه من ... نه ... شاید فقط من ...

شاید فقط من هستم که اینگونه نفس هایم را بیهوده می خوانم !

شاید این دید، تنها حسیست که مرا به سوی آن در هدایت می کند ...

دری از دنیای شگفت خیالات به دنیای محدود حقیقت ...

به ناگه چه تار میشوم در آینه ... دستانم خیس می شود ...

مگر اینجا سقف، مرا از تاریکی دل گرفتکی ها جدا نمی کند ... ؟

چه چیزی این سالها

ابر بود برایم

ابری بین منو این راز ستاره شکل ...

و اوج می گیرم  ... دوباره ... به درازای دستانم و برد دید چشمانم ... به پهنای خیالات ...

نا خود آگاه جملاتی را زیر لب از ذهن فراری می دهم ...

من هر چه بخواهم می شوم  

من هر جه بخواهم به دست می آورم 

من به هرکجا که بخواهم سفر می کنم  

چرا این جملات بوی رطوبت رویا را ندارند ... ؟

مگر سوغات شهر خیالات نیستند ... ؟!

چه سخت دوباره خودم را در آینه پیدا می کنم ...

گویی زمان و همه ی پارامتر هایش بازیچه ی افکار من هستند  ...

دوباره لبخند می زنم ... محکم تر می شوم ... با چشمانی تیز تر ...

دوباره زمزمه می کنم ...

- من هر چه بخواهم می شوم  

- من هر چه بخواهم به دست می آورم 

- من به هرکجا که بخواهم سفر می کنم  

 

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

سلام: چون خیلی دوستت دارم میخوام یه چیزی بهت بگم که هنوز کسی نشنیده : خواستن توانستن است [مغرور]

بی تبار

اون که زیاد هست! تا دلت بخواد[خنثی]

زهرا

منتظر لبخند زدنت هستم....[لبخند]

آیدا

من هر چه بخواهم می شوم من هر چه بخواهم به دست می آورم من به هرکجا که بخواهم سفر می کنم فقط کافیست خودحقیقی ام باشم!!!

عسل

من سعی می کنم درست شم اما سخته... اما سعی می کنم... تنهایی سر از زندگی ام در آورده است و این بار سایه اش به دنبال خوشبختی ام در حال دویدن است....

بادبادک شکسته

سلام این جمله هایی رو که اضافه کردی مخصوصا اونایی که بین دوتا قسمت پر رنگ هستن ، انگار که یه فضای کاملا متفاوتی با کل کار داره می دونی منظورم اینه که خیلی با همه ی متن سنخیت نداره کارت رو از اون یاس محدود کننده در آورده اما کاملا تلفیق نشده ....... ولی در کل این جملات جدید ترکیبات قشنگ و غیر قابل انکاری هم در جای خودشون دارن که تحسین برانگیزه مثله جملاتی که بوی رطوبت رویا دارن ، یا سوغات شهر خیال ........ در کل ممنون ، راستی علی جان مطابق امر یه تکونی به کل عکسای وبلاگم دادن نمیای نظرتو بگی ؟[پلک][گل]

بادبادک شکسته

یه تکونی به کل عکسای وبلاگم دادم ، نه ، دادن[نیشخند] اشتباه تایپی بود[چشمک]

روهان

برف كه ببارد تازه مي‌شوي يك عاشق و عاشق هم كه بشوي برايم يك آدم برفي مي‌سازي كه دروغ نمي‌گويد كه تنهايم نمي‌گذارد... سلام عزيز ممون مي‌شوم اگر روزي روهانم را با حرف هايت روحاني‌ترش كني با احترام

نادیا

از خود به خدا رسیدم.... انسان فرزند خداست و فرزند خدا میراث دنیاست