یواش تر از آروم

تو خوابی،

بوت اینو میگه

من انگار شبم تاریک نیست یا زیاد تاریک نیست

اما تو تاریکی، اونقدر که دیده نشی یا انگار هیچی نیستی..

دستات چرب شدن، زیاد به خودت میرسی، لیز میخوری..

من ساده دوستت داشتم، تو خیلی سخت تر شدی

من دلم پرواز خواست اما، تو تو گوشه ترین کنج های دنج موندنی شدی..

بهت گفتم زیاد جا نداریم اما تو یه عالمه چمدون با خودت برداشتی

تو هیچوقت حرف منو گوش نکردی

اگه من جا نشم چی؟

تازه خودمم جا شم، واسه حماقت هام چی؟

ببین

من یه پسر معصومم با یکم ته ریش

یه کت شلوار تیره

یه گل قرمز، یه بوی خاص 

یکم لبخند یه فنجون سادگیو یه کتری بچگی..

دستو صورتت رو بشور

من اینجا 

منتظرتم

 

/ 9 نظر / 38 بازدید
لیلا

دست خطت ناز و لطیفه علی! امید..امید...امیدت رو محکم بچسب..با کتری بچگی ات..با فنجون سادگی ات.. و یکنواختی از دید من کاردستی خودمونه! [لبخند]

محمد

سلام گاهی دلم لک می زند و پر می کشد برای همین سادگی. ساده دوست داشتن و دوست داشتن ساده. خواندنی بود. [گل]

مهشید

[لبخند]

دلارام

چه قدر دلم برای اینجا و و بیشتر از همه خودت تنگ شده خیلی خیلی خیلی زیاد علی هنوزم بوی حرفات تو خاطرم هست نمیدونم ارومم میکنه نوشته هات حس خوبی دارم نسبت بهتون که نمیذاره راحت بگذرم ازت زیاد منتظر نمون خودت قدمی بردار شاید سخت شدن اون یه روزی ارزوی تو بوده . اگه تو فقط لحظه ای بخوای همونه که قبلا بوده تو نگاهت عوض شده سخت نگیر همه مثل تو لیاقت ندارن و دستشون به اسمون خدا نمیرسه خیلی دلم گرفته بود اما خوشحالم که هنوز مثل همیشه پا برجایی و امیدوارم همیشه باشی خیلی ارومم کردی ممنونم

محمد

سلام بنویس رفیق! نگذار استعدادت خاک بخورد! ممنون بابت کامنت. [گل]

بی تبار

یکی از ان نوشته های بی نقص یک عالم حس های جورواجور عجیب به دلم نشست.... امیدوارم به دل او هم بنشیند و دستهایت را با دستهایی شسته شده و لبخندی به پهنای صورت شسته اش بگیرد!

مومو

علی...تو هر چی که باشی یا نباشی.... زیادی.... برای هر کی ... [لبخند]