خداحافطی با خداحافظ !

دیشب با دیروز خداحافظی کردم ...

و امروز صبح، با دیشب !

امشب، امروز را ترک می کنم و باز ... خداحافظی ... !

نمی دانم چرا این خداحافظی ها اینقدر پررنگ هستند ... !

و هرروز و هرشب پررنگ تر میشوند ... !

شاید چون می خواستند امروز، به ذهن ناشنوایم با فریاد؛

شکایت کنند که دیگر ... به راحتی خداحافظی را نپذیرم ...

خداحافظی با امشب ... با فردا صبح؛

و شب و روز هایی دیگر در فرداهای مجهول مانده در فرداهایم ... !

 

 

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی تبار

و ذهن ناشنوای تو هیچگاه صدای این شکایت را نشنید! . . . کار سختی نیست......پنبه ها را از گوش ذهنت بیرون بیار!!

broken kite

سلام علی جون مشکل رفع شد بالاخره آپیدم خیلی وقته نیومدی وبلاگم بی وفا بیا یه نقد درست و حسابی به شعرام بکن [گل]

رسوول

توی همین راه ادامه بده خوب مینویسی اگه مطالعه رو افزایش بدی بهتر هم خواهد شد منم می نویسیم و می نویسم منتظر نظراتت هستم

نیلوفر

تا حالا 5 بار این پستت رو خوندم اما هنوزم خوب درکش نکردم....!!یا من خیلی خنگ یا...من خیلی خنگم!!:دی!!

فرشته مهر

بگو : او خداي من است جز آن خدايي نيست من بر او توکل کرده ام و روي اميدم همه به سوي اوست رعد _ 30

broken kite

سلام علی جان کم پیدایی؟ بیا آپم