علی

علی یعنی مستطیل

یه پسر که خودش چهارجوب خودشه

با چهارتا گوشه ی تیز که خیلی هارو زخمی کرده..

یه کیسه ی گمشدست

یه کتاب 

یه مشت خاک، یه مشت مرگ، یه مشت اغما یا حتی ادعا..

گاهی پر از حس های خوب

گاهی انگار همه ی غم دنیا جمع می شه تو قفسه ی سینش،

بازو هاشو چشماش..

مال الانا نیست، یه عطر مدرن نیست

یه قاب عکسه قدیمیه، یه تیکه پارچست واسه اینکه تو رو به عقب تر ببره..

یه ابر پر از بارونه

یه ساعت شنیه که مدتهاست زمانو بقل نکرده

یه گیتار کوک نشدست که هیچکی نمی تونه کوکش کنه

یه جزیرست که هیچکی تاحالا توش زندگی نکرده

علی احساس می کنه

هیچ چیز وجود نداره، واسه اینکه بتونه

بطنش رو خوشحال کنه.. :)

علی پر از منهای اول دبستانشه..

علی دلش یه دنیا خواب مخملی می خواد

بچگی هاشو می خواد

شیطنت هاشو می خواد

آقا معلم بازی هاش، اسباب بازی هاش

دوستاش، دوستاش..

علی یه آدمه

که دلش می خواد وقتی بخنده که همه بخندن اما

یکی که نخنده علی رو از همه ی آدم خندون ها دور می کنه..

علی دلش می خواد کره ی زمینو بقل کنه

اما

یه مستطیله کوچیکه  

که دور هیچ دایره ای رو نمی گیره..

/ 13 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاد

-__|-_,>|- سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید بروز هستم . فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید . پیروز باشید _:--

ستاره

علی مستطیلی که حتی توی زاویه هاش هم واسه دیگران جا داره علی سنبل محبت علی آروم ولی پر شوره علی روشن مثل یه امید علی پز از احساس...احساس تعریف نشده علی مثل آب چشمه شفاف

بی تی

بزرگ شو چارچوباتو ببرم عقبتر یه مستطیل وقتی میتونی یه دایره رو بغل کنه که بزرگتراز اون باشه وسیع شو،وسیع...

نرگس

نیازی نیست واسه این کارایی که گفتی بزرگ بشی فقط لازمه خودتو باورکنی نیازی نیست همیشه اون قدربزرگ باشی تابتونی همه رو توخودت جاکنی تومیتونی دایره های زیادی روجا بدی

سایه سپید

علی گاهی مثل یه مربع بود همه چیزش محبتش علاقه اش مهربونیش اذیت کردناش جوجه گرفتن دستش و دنباله منه بیچاره کردنش اندازه ی هم بود اما الان این مربع بیشتر شبیه یه ذوزنقه اس که همه چیزش نا منظمه و ضلع بزرگشم از جنس غروره و کوچکترین ضلعشم مخصوصه محبت... اما الان شده یه مستطیل پر از بی تفاوتی که .... نمی دونم چرا اینجوری شدی ...شاید چون بزرگ شدی دلت کوچیک شد وسعت محبتات کم شد...و جای اقیانوس مهر یه حوضه پر از لجن و به اسم محبت زدی و خیاله خودتو راحت کردی علی بیشتر شبیه یه خط انعطاف پذیر بود اما الان....نه!!! دنیا یه وقتایی انقدر با ما آدما بازی میکنه که یادمون میره ما آدمیم نه یه عروسک خیمه شب بازی. نمی دونم چرا دلم نمیخواد یه مستطیل باشی. دلم نمیخواد زاویه های 90 درجه ات دلایی رو زخمی کنه که شاید توشون ذره ای از محبتت باقی باشه. دلم نمی خواد یه مثلث از خود راضی باشی ... دلم میخواد همون خط صافه انعطاف پذیری باشی که بودی. که می شناختم. همون که می تونست به راحتی کره ی زمین رو بغل کنه فقط کافی بود دستاشو از هم باز کنه. تفاوت و حس می کنی؟؟؟ خوشحال میشم به بلاگم سر بزنی و جوابتو بشنوم. عسل

khalvate del

woW... modatha bud ye hamchin matlabiii k be delam beshineo nakhoonde budam...vaqean mamnoon ...chon harfe del mizaniii علی پر از منهای اول دبستانشه.. علی دلش یه دنیا خواب مخملی می خواد بچگی هاشو می خواد شیطنت هاشو می خواد آقا معلم بازی هاش، اسباب بازی هاش دوستاش، دوستاش.. in tike foqolade baram mohem bud chon manam chandiii st delam bachegihamo mikhad...albate +khale baziash:D man linket kardam tu webemun hatman be ma ham sar bezano nazareto begu... mersi

دلارام

علی..... خیلی چیزا دارم بگم ولی میذارم برای بعدا.... خیلی مطلب منفاوتی بود. خیلی وقته دنبال همچین مطلبی ازت بودم. همیشه موفق بودی و هستی

نیلوفر

فوق العاده ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه بود

بخار چای

علی عالی بود .

پژواک

خبرت هست که ازخوبی خودبیخبری؟ به خدا خوبتر از خوبتر از خوبتری علی جون خیلی باحال بود