من یک رفتگر ساده ام ...

روزگاری خانه و زندگیمان خوب بود . اما غرور جوانی ام آن ها را پایمال میکرد ... چقدر به خاطر کمبود هایمان پدر و مادرم را تحقیر کردم ... آنها میگفتند شاکر باش ... ما زندگی خوبی داریم ... تو توانایی تحصیل داری ... توانایی خوراک و از همه مهمتر سلامتی داری ...

اما چشمان من فقط مادیات میدید ...  خانه .. ماشین ... 

دوستانم روز به روز رشد کردند و بالا تر رفتند ... یکی پزشک ... یکی مهندس ... آنها فقط قانع بودند .چیز زیادی نداشتند .... کسانی بودند که در یک اتاق کوچک ١٢ متری زندگی میکردند ... حقوق کم ... شاید به نان شب هم محتاج بودند ... الان که خوب نگاه میکنم ، در واقع آنها هیچ کمبودی نداشتند ، ثروتشان ار من هم بیشتر بود ... مهمترین ثروت آنها نداشتن غرور کاذب من بود !

من در خانه ای ١۵٠ متری بزرگ شدم ، اما الان در خانه ای ١٢ متری زندگی میکنم ... و دوستانم که در خانه ی ١٢ متری بزرگ شده اند الان در خانه ای بزرگ به همراه ماشین و هزار هزار آرزوی جوانانه ی دیگر ...

 

Image and video hosting by TinyPic

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهشید

حتی الان هم نباید ناشکری کرد خیلی از ادما هستن که همین اتاق 12 متری هم ندارن و حتی ممکنه به رفتگری هم قانع باشن اما به دلایلی امکان این شغل هم براشون فراهم نیست........

MAn

جالب بود ... منم اپمممممممممممم[نیشخند]

[دست]

[دست][شوخی]

ندا

سلام من آپم. بیا به دیدنم.[گل]

صابر (سایه سپید)

سلام خوبی؟ زیبا بود فراموش نکن که مهم دل آدمه! دریایی باشی یا علی...

سیب سرخ

سلام... جالب بود...مخصوصا آخرش... ببخشید من این روزا یه کم گرفتارم... اگه دیر شد ببخشید دوست عزیز... فعلا[گل]

محسن

نمیدونم چی بگم سکوت[لبخند]

مدیکو

سلام خوبی؟ فکر می کردم الان که بیام احتمالا باید آرزوهات رو ببینم.اما خب این پست هم جالب بود. موفق باشی