سیاه پوشان سیاه ...

حسین، حقیقت بود 

               حسین بازیگری قهار بود

                                   بازی کرد تا قصه نشود ...

 

Image and video hosting by TinyPic

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شقایق

من با بی تبار موافقم... بازی کردن مال ماست که سرنوشت خودمون رو نمیدونیم اما حسین میدونست... خیلی قشنگ بود!

زندگی

خنک آن قمار بازی مه بباخت هر چه بودش بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر... ساده نیست...سری میخواهد به رفعت سماوات،دلی به وسعت کائنات و به تعبیر مولوی سینه ای شرابخانه ی عالم... آدمی اینقدر پر مستی و پر هستی که بتواند از همه ی تعلقات خود بگذرد حقیقتی است که هیچ گاه قصه نمیشود... پایدار باشید....

بی سرزمین تر از باد

سلام علی اقا منم فکر می کنم هر کسی تو زندگیش ماموره که نقش خودش رو به خوبی بازی کنه.شاید نقشش این بوده.

شیرین

ای دل غافل .. ! به روزم علی جان

مهتاب

هیچ وقت , هیچ کس رو , قد تو , دوست نداشتم تو که میدونی من چقدر دوست دارم پس چرا هی اصرار داری برات این قضیه رو ثابت کنم آخرش قضیه رو غلط حل می کنم همه چی بهم می خوره ها حالا هی اصرار کن...

مهتاب

در مرد متنت به نظرم سکوت قشنگ ترین جوابه ............................................ اون نظر پائینی رو هم جایی دیدم به نظرم قشنگ بود گفتم تجربه ایی باشه برای اهل [قلب] ... [شیطان]

هما

گره را از پشت سر محکم می کند گردی طبل را در آغوش می گیرد شانه هایش را می تکاند دستش را رو به آسمان پرواز می دهد و با شتابی بیشتر سقوط می دهد... . . . به ما هم دوست داشتی یه سر بزن [نیشخند]

بی سرزمین تر از باد

سلام مجدد علی آقا راستش انقدر پایه صنعت خرابه که حالا حالا ها امکانش نیست که یه تکونی بخوره.تا وقتی که کارگر به تولید ارجح باشه اوضاعمون همینه. منم اصولا" خیلی میونه خوبی با قانون ندارم.اما چه کنم که مجبورم.