گریز از گذرگاه اصلی

اینجا سرزمینی سرد است و همه مان آرزوی گرما را داریم .

گرمایی که آرامش دارد ، زیبایی دارد ، پیشرفت و خوشبختی دارد .... زندگی دارد !

بعضی ها از سزمین گرما به ما سر می زنند و از آنجا به ما می گویند .

شاید می خواهند وجود یخ زده ی ما را کمی با گرمیشان ، گرم کنند .

 اما بدنمان به قدری سرد است که گرمیشان هیچ تاثیری در ما ندارد ...

و ما باز هم در آرزوی گرم شدن ...

من میدانم باید بدوم تا گرم شوم !

می دانم که برای گرما باید عرق ریخت ...

باز هم نمی دوم و آرزوی گرما را دارم ...

نه من و نه کسانی که گرما را چشیده اند هیچکدام برای این سرزمین یخی عرقی نریخته ایم !

 Life Struggle Inspiration by CCCvrcak.

 پ.ن : سلام مسافر !

رسیدن به خیر ... دو سال زندگی تو  "بزرگ سرزمین گرما" خوش گذشت ؟؟؟ 

ممنون از اینکه سطح یخی چشمانمان را برای لحظاتی ذوب کردی تا داغ نگاه کنیم ...

بدن یخیمان را داغ نگاه کنیم  و مثل همیشه حسرت کسانی که در گرما زندگی می کنند ...

 میدونی ؟

آنقدر کوته فکریم که نمی دانیم باید حسرت کسانی که گرما رو خلق کرده اند بخوریم ... ؟!

پس تو رو خدا از گرما و سرزمینش چیزی به ما نگو ...

 فقط انتخاب کن ...

تعریف از سرزمین گرما و تحقیر سرزمین سرما

یا 

خلق گرما در سرمای سرزمین سرما  ... ؟؟ کدام ؟

/ 27 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازی

اگه تو وجودت گرما باشه نیازی نیست بدوی وجودت بدنتو گرم می کنه آتیشه وجدتو روشن کن تا بقیه هم گرم شن[لبخند]

لیلون

سلام منت گذاشتید و قدم رو سرو چشمم که تشریف آوردید[ماچ] منزل خودتان است و همه مهمان استاد[گل] تشریف بیاورید[شوخی]

احسان . . .

چند جمله ی اول رو که خوندم حس کردم گوینده ی یه فیلم مستندم [عینک] چطوری دلت میاد سرما رو رها کنی؟؟؟ حیف سرما نیست؟؟! سلام

احسان . . .

میدونی ice ، من سطحی گذشتم از حرفت تا درگیرش نشم. . . میدونی چی میگم؟

مریم

دیر به دیر می آپی حوصلمون سر رفت.....[قهر]

احسان . . .

به اندازه کافی درد هست . . . نه... ترجیح میدم نفهمم