کاش آن روز با تو بهترین خط خطی نمی کردم !!!

میشه برام توضیح بدی چرا اینقدر سکون رو دوست داری ؟؟؟

برای هزارمین بار !

"خودم هم نمی دانم چرا اینجا زمزمه هایم را فریاد می کشم ... !"

برای که ؟ برای چه ؟

حنجره ی خودکارم گرفته است ...

از بس که به جای من فریاد کشیده ....

بس نیست ؟

.....

و تو ای بهترین دوست من .... خودکار من !‌ :)

برای خالی کردن دل کوچکم ار غم و اندوه ، جوهرت ... رتدگی ات را به اتمام رساندی !

حرفها .... کلمه ها .... جمله هایم ... همه تکه تکه شده اند ...

انگار وقت رفتن است ...

کاش جوهر من هم با تو تمام میشد ...

تمام می شد و بعد از تو ...

اما یه سوال ؟!

من فریاد زن بودمو تو ساکت بودی ... فقط نوشتی ...

می گریستم .... و تو باورم داشتی .... نوشتی ...

شاکی بودمو شکایت میکردم ... حتی از تو .... و تو باز هم با شکیباییت .... نوشتی ...

رازت را بگو تا بعد از تو ، بدون او صبور باشم ....

رازت را بگو تا آخرین قطره ی جوهرم نبودش را تحمل کنم ... !

رازت را بگو تا تمام نشدی ... رازت را بگو !

 

Image and video hosting by TinyPic

راز ؟

خودکار بی جان است

خیال می کنی نمی دانم ؟

تحمل زندگی بدون تو  بیجانی می خواهد ...

 

Image and video hosting by TinyPic

پ.ن : تبریک :)

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرستو

خودکار ها هم فریاد می کشند! خودکار ها هم دل دارند خودکار هم نشدیم! مردیم از خفگی... ...

شبنم

والا یادمه اشاره کردم به اینکه احساسم نمیاد ... الان که این متن رو خوندم به این نتیجه رسیدم که نمی خوام که بیاد نه اینکه نیاد ... یعنی انگار یه جورایی نمی خوام خودمو بدم دست احساس چون خیلی آزار دهنده می شه بعضی وقتا ...

قبرستون زنده ها

شاید هم بی جونی می خواد هم فکر هم کری هم بی حسی هم دیوونگی هم تنهایی هم نفرت هم هرچی که بگی. یه روز نبودما همه چه تغیر کردن [نیشخند]

مهتاب

کاش خودکار تو بودم ... بزرگ فکر کرد و بزرگ مرد . راستی چه تفاوتی ست بین ما و این خودکار؟؟؟؟

خورشید خانوم

باور کنی یا نه... دستانم را دیگر از زمین , زمان بریده ام... و دلم را...که روزی و روزگاری دردی نشوم روی دردهایم و زخمی نباشم بر روحم....

محمد

سلام خودکار، مداد، کیبورد... فکر کن اگه یه روز یه خودکار بتونه حرف بزنه، چه چیز هایی می گه؟

broken kite

سلااااااااااااااااااااااام واااااااااااااای تو چی کار کردی ژسر دمت گرم واقعا محشر بود اینو با تمام وجودم می گم مخصوصا اون قسمتی که (حنجره ی خودکارم گرفته است ... از بس که به جای من فریاد کشیده .... ) واقعا بهت تبریک می گم گلم ولی خدا کنه تو حالا حالاها جوهرت تموم نشه چون دنیا به وجود آدمایی مثل تو نیاز داره راستی می دونی این چند روز کجا بودم؟ یه قطعه از بهشت ... باورت می شه ؟ شهدا منو دعوت کرده بودن اربعین مهمونشون بودم منه آلوده ی رو سیاه [ناراحت]

بی سرزمین تر از باد

آقا عرض سلام و ادب و احترام یادش به خیر یه زمانی اون قدیم ندیما همه جا رو دیوارا می نوشتن: ما زنده آنیم که آرام نگیریم موجیم که اسودگی ما عدم ماست اما حالا همه سکون رو دوست دارن البته خیلیا تحت لوای واژه با مزه آرامش دنبال سکون می گردن.رکود داره زندگی همه رو نابود می کنه و تبدیل به مرداب می کنه اما هنوز اندر خم اون کوچه علی چپی هستیم که خودمون به خودمون آدرس دادیم. اگه جوهر رو دل در نظر بگیریم و نوک خودکار رو عقل انوقت نوشته هاش چی میشن؟(به جون خودم همین الان این فکر رسید به سرم. بیاین کاملش کنیم)حلاج؟دفتر عقل و ایت عشق؟ نمی دونم.گیج شدم.شاید خودکارت داره بهمون میگه آنچه از دل برآید بر دل نشیند. اما تکلیف آنچه از عقل درآید که به دل ربطی نداشته باشه چی میشه؟ راز؟ شاید همین باشه.هی رفتن و رفتن،نوشتن و نوشتن،حرف زدن و حرف زدن و ساکن نبودن.زندگی بدون جوهر معنی نداره که.