باورهای من

سری اول باختم...

سری دوم پیروز شدم چون اعتقاد داشتم هر شکست مقدمه ی پیروزی است .

سری سوم بردم... چون باورم شده بود که یک همیشه پیروز میدانم .

سری چهارم باختم ... چون مغرور شده بودم.

سری پنجم باختم ... چون امیدی نداشتم .

سری ششم بردم چون فکر کردم می تونم دوباره شروع کنم.

و بعد شروع کردم با این باور که :

                             از کوزه همان برون تراود که در اوست...

Image and video hosting by TinyPic

پ.ن: به اهتزاز در آمدن پرچممون رو بر فراز دیگر پرچم ها صمیمانه تبریک می گم ... 

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه

گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم.. از این خوشم اومد...[گل]

مهدی بوترابی

در نظر سنجی وبلاگ اکرنه شرکت فرمایید[نیشخند][گل][دست][هورا]

...........

آقای دکتر راست میگید . دست نوشته های خود آدم یه چیز دیگه ست ولی گاهی وقتا به این دور و اون در زدن هم اشکالی نداره (وقتایی که حوصله فکر کردن نداری) 4شنبه با دست نوشته خودم راجع به..... منتظرتون هستم .

محسن

علی نوشته ایت رو دوست داشتم زیبا و عالی ولی راستش به همون دلیلی که بهت گفتم میهن پرستی اونم از نوع محمودیش رو خیلی وقت ترک کردم!!! موفق باشی[گل]

لیمو

دنیا اون چیزیه که ما می خوایم باشه. یه بازنده قابل پیش بینی بهتره یا یه گاهی برنده غیر قابل پیش بینی؟

مهتاب

قالب نو مبارک

................

قالبت مبارک باشه منم موقع اتنتخاب قالبم بین این و یکی دیگه شک داشتم خیلی خوکشله آقای دکتر و شاده ببخشید از نوشتن نام معذورم امیدوارم فهمیده باشی کیم!!!!!!!!!!!![نیشخند]

elahE

خیلییییییییییییی خوب بوووود! آفرین ! قالب هزارتا مبارککک