معلق

تمرین احساس نخواستن

نشنیدن، نگفتن..

تمرین "درست بودن"

که به تمرین نکردن

و در نهایت

به "آرزوی نبودن"

منتهی می شود..

احساس مسافری را دارم

که پروازش ساعاتی پیشتر لغو شده و 

اکنون در میان جمعیست که "نباید باشد"

 

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان الهه

تمرین نیست انتخاب ست

سایه

چه جالب ! من هم روزگاریست که این طور معلق وا مانده ام!

نامیـــرا

این جا میان است میان !!!! می دانیم که هیچ ولرمی تغییری در کام ایجاد نمی کند . اینجا میان است میان !!!

بی تبار

حتما باید میان این جماعت میبوده ای که هستی..... زیاد هم بد نیست....اگر بد نگاه نکنی....

دل آرام

میدونم چی میخوام بگم ولی نمیتونم بیانش کنم. یه جوری سخته باید واسه بعضی چیزا سکوت کرد..

زینب

به دنیا بگویید بایستد می خواهم پیاده شوم :( (قیصر امین پور)

محمد

سلام خوشحالم که برگشتی. نمیدانم، اما شاید همین نرفتن نوعی رسیدن باشد، رسیدن به اینکه بفهمی جایی هستی که نباید.

حامد

بازم می نویسی؟عااااالیه.خوب شد که اومدی

حامد

این همه راه و نمیشه با غریبه ها سفر کرد..آی به گوشش برسونید که داره دیر میشه برگرد! شاید اصلا نمی دونه..... آی به گوشش برسونید یکی اینجا نگرونه...