نقطه سر خط

چشمانت را ورق بزن، این بار سطر هایت را با نقطه ها شروع کن...آغاز را تا پایان راهی نیست

هنوز دور نشده 

قدمهایت را حرام می کنی

باز میگردی 

با چشمانی پر از آتش

با دلی پر از گرد و غبار

میان تمام این آشفتگی ها

تمام صورتت را میگیرم

هنجره ات را میشویم

انگار جهنمت با من 

جنگل میشود فقط..

 انگار که من

آب گوارای صحرای تو ام..


نوشته شده در دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط علی نظرات () |

Design By : Night Melody