نقطه سر خط

چشمانت را ورق بزن، این بار سطر هایت را با نقطه ها شروع کن...آغاز را تا پایان راهی نیست

آهای پروانه

از تو گاهی

درمانده ام

اما

هیاهویت، 

هنوز

آرام روح من است

انگار

پس از سقوطی داغ 

شکاف آبی شوم که شفاف و آبی ست..

و نگاه تو 

هنگامی که باز می گردی، همان آهنگ خوب زندگیست..

و اما من

همان کودک خردسال مزرعه ام

که بی قرار

در مزرعه ساعت ها دنبالت می کنم

هنوز دستانم بالهای حریرت را لمس نکرده اند

اما 

هنگامی که تو دور میشوی

میان مررعه

زیر آفتاب 

به امید چشیدن دقیقه ای از رویای تو

ساعت ها می خوابم

ساعت ها می خوابم..

 

نوشته شده در پنجشنبه ٩ آذر ۱۳٩۱ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ توسط علی نظرات () |

Design By : Night Melody