نقطه سر خط

چشمانت را ورق بزن، این بار سطر هایت را با نقطه ها شروع کن...آغاز را تا پایان راهی نیست

هماهنگ با سردی روزگار

تو سقف باش

سقفی میان من،

و روزگار..

با نوایش، صدایت را آواز کن..

ینشین بر فرش دلم..

میان این همه نفوذ سوزنی 

تو جای خالی ات را پر کن

نه از دوری خبری باشد

و نه از تکرار..

هماهنگ با سردی روزگار

آنجایی که جز از دست دادن چیزی به دست نمیاید

و آدم در لباس هایش جا نمی شود و روزها تنگ تر و تنگ تر،

تو در عمق من ریشه کن

و به آسمان چشمانم

آبی را تزریق کن..

که آبی بزرگترین رنگ دنیاست

رنگ تو

 

نوشته شده در یکشنبه ٢ مهر ۱۳٩۱ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ توسط علی نظرات () |

Design By : Night Melody