نقطه سر خط

چشمانت را ورق بزن، این بار سطر هایت را با نقطه ها شروع کن...آغاز را تا پایان راهی نیست

داشتم فکر میکردم که چرا به حجاب نسبت به قبل کمتر اهمیت داده میشه ! هرچی فکر میکنم چیزی به ذهنم نمیاد ... دلیلش چیه ؟ از چند تا از دوستام هم این سوال رو پرسیدم ... گفتن به خاطر مده ... هر روز لباس های شیک تر میاد ...

 قابل قبول نیست ! پس چرا بعضی ها طبق مد لباس نمیپوشن ؟ از خوشتیپی بدشون میاد ؟ چرا زمان حکومت محمدرضا پهلوی بیشتر به حجاب اهمیت داده میشد ؟ الان که حکومت ما جمهوری اسلامیه ؟

یک بار به محسن ( IreversIble ) گفتم نظرت راجب حجاب چیه ؟ گفت من با حجاب مخالف نیستم ٬ با اجبارش مخالفم ! نه تنها این ٬ اجبار رو هر چیز بده !

انصافاْ جواب قانع کننده ایه ! گشت های ارشاد ... و ...

پ.ن : امروز تو اینترنت خوندم و دیدم که به یک دختر به دلیل بیحجابی شلیک شده ! ( نمیدونم دقیقاْ چه زمانی ) ... و وضعش وخیمه ! به نظر شما آیا این کار باعث تشویق دختر ها برای پوشش بهتر میشه ؟

 

Image and video hosting by TinyPic

نوشته شده در شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ توسط علی نظرات () |

Image and video hosting by TinyPic

 

به طور موقت یه مدت کوتاهی رو نیستم ... سعی میکنم زود برگردم ... فعلاْ .

نوشته شده در یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط علی نظرات () |

  نمایشگاه کتاب بودم که ... یکی از غرفه ها مصطفی رحماندوست رو دعوت کرده بود ... واقعاْ جالب بود .
خیلی ها برای امضاء کتابشون میومدند پیشش ! خیلی با عشق کار میکرد ... یه  بچه کوچولو با مادرش اومد بهش سلام کرد ... ازش پرسید که کتابی نخریدی که برات امضا کنم ؟ مادرش گفت نه فقط اومده با شما یه سلام علیک کنه بریم ! آقای رحماندوست فهمید قضیه رو ٬ یدونه از کتابای خودشو امضا و به بچه هدیه کرد ...
خیلی خوشم اومد ... 
افراد زیادی میان نمایشگاه کتاب ... بعضی ها اینقدر پول دارن که نمیدونن چی بخرن و به عکس خیلی ها ٬ خیلی کتابا رو دوست دارن ولی توان خریدشو ندارن ... !

 

Image and video hosting by TinyPic

نوشته شده در پنجشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ توسط علی نظرات () |

شاید زندگی آن جهانی نباشد که  آرزوهایش را داشتیم ...  اما حالا که ناخواسته به آن دعوت شدیم بهتر است  تا میتوانیم برقصیم ... !        چارلی چاپلین

پ.ن : راست میگه ... حالا که تا اینجاشو اومدیم ... حد اقل سعی کنیم بقیشو خوش بگذرونیم !

 

 

Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط علی نظرات () |

چند تا پیرمرد دور هم تو پارک جمع شده بودن داشتن راجب عشق صحبت میکردن ... یکی داشت راجب بالا رفتن آمار طلاق تو ایران صحبت میکرد .. چند لحظه بعد یکی از همه پرسید چرا آمار رفته بالا ؟ هرکسی یه چیزی گفت .... خودش بعد از چند لحظه گفت : الان چیزی به نام شیفتگی جای عشق رو گرفته ... عشق واقعی وجود نداره ! بهترین عشق فقط پول ...!!!

پ.ن : پیرمرده راست نمیگه ؟ 

نوشته شده در پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط علی نظرات () |

  شنیدم که یکی دو هفته ی پیش یک دانشجوی دکترای شیمی دانشگاه شهید بهشتی تهران خودکشی کرده ... !
از اون طرف یکی از بچه ها تعریف میکرد که توی یک شب بارونی پسر بچه ای رو میبینه که داشت تمرین های ریاضیش رو حل میکرد . مدادش به قدری کوتاه بود که نوشتن باهاش خیلی مشکل بود ... ورقش کاملاْ سیاه بود و هیچ جای سفیدی برای نوشتن پیدا نمیشد ...
چه چیزی باعث میشه که یکی تو عین موفقیت به زندگی خودش پایان میده و یکی در نهایت فقر اینطور برای آیندش تلاش میکنه ؟! ...

خدایا نعمت بزرگی چون امید به زندگی رو از ما دریغ نکن !

 

Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ توسط علی نظرات () |

 

چرا بعضی ها شعار میدن که باید از ایران رفت ؟ چرا خیلی ها رفتن ؟ چرا خیلی ها بر نمیگردن ؟ در عین حال چرا بعضی ها موندن ؟ و ایران رو به هیچ جای دیگه عوض نمیکنن ؟

میخوام اینو بگم ... اگه مردی ٬ اگه با اراده و کاری هستی ٬ اگه پولداری ٬ ایرانی هم هستی ... برای رسیدن به اهدافت که سبب پیشرفت کشورت بشه هر کاری که میتونی  رو بکن ... ! میدونم اینجا خیلی محدودی !... ولی اینجا بزرگ شدی ... غرور ایرانی داری ... پس ایران رو نبر خارج ٬ خارج رو بیار ایران ...

پ.ن : دو سه تا از دوستام دارن برای همیشه میرن امریکا ... امروز  داشتن راجع به سفری که قراره داشته باشن ٬ صحبت میکردن که بحث ایران اومد وسط ... ایران رو کوچیک شمردن و از نبود امکانات و محدودیت ها صحبت کردند و به عکس ٬ مدام از رفاه و امکانات امریکا ... اول با اشتیاق گوش میدادم ولی بعدش نا امیدانه از جمعشون خارج شدم ؟! با خودم گفتم چرا یک مملکت باید طوری باشه که جووناش اینطوری راجع بهش حرف بزنن ؟ ولی بعد از چند لحظه فکر کردن٬ با خودم گفتم مملکت از ما تشکیل شده ... بزرگ ترین نیاز ما خودسازی ... آینده ی ایران باید به وجود من و تو افتخار کنه ...
میدونم این حرف هارو چندین و چند باره که داری میشنوی ... ولی خداییش تاحالا چقدر در جهتش حرکت کردی ؟

 

Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده در پنجشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٧ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ توسط علی نظرات () |

Design By : Night Melody